مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1081
طب اكبرى ( فارسى )
علاج : تدبير اين تبها همان است كه در ربع گفته شد . و از آنكه مادهء اينها غليظه مىباشد ، به تلطيف بيشتر بايد كوشيد امّا چيزهاى به غايت گرم و مسهل قوى نشايد داد ؛ پس اگر محموم ، تن آبادان [ يعنى چاق ] و بسيار خوار بود ، به اخراج بلغم كوشند و اگر لاغر و نحيف باشد ، به اخراج سوداى سوخته توجه نمايند و هيچ استفراغ پيش از نضج نكنند و اغذيه و اشربه به حسب حرارت و برودت مزاج اختيار فرمايند به نهجى [ يعنى به گونهاى ] كه ذكر يافته و روز نوبت ، قىء لازم دارند [ و ] مراعات جگر و معده و سپرز مرعى دارند بدانچه در بلغمى ذكر رفته و گلقند و سكنجبين قليل الحموضة نفع دارد . [ 1412 ] مقالهء [ دوم ] : اندر حميات مركبهء مختلفه كه نامى ندارد اقسام مركبات بسيار است و از حيطهء ضبط خارج [ هستند ] ؛ زيرا كه اجناس تبها بسيار است و اختلاف تركيب فيما بينهم بىشمار [ و ] گاه باشد كه دو تب كه از يكديگر به جنس دور تر باشد مركب شود ؛ چون دق با عفونى . و گاه باشد كه دو تب از يك جنس به هم مركب گردد چون عفونى با عفونى ؛ خواه متحد النوع بود ، چون تركيب غب با غب و ربع با ربع و جز آن [ و ] خواه متغير النوع باشد ، چون تركيب غب با ربع يا با مطبقه و جزء آن . و اين تركيب ، گاه بر سبيل انتظام بود ، مثلا دو غب به هم مركب شود پس بر وتيرهء نوايب بلغمى هر روز همىآيد و كذلك سه ربع كه با هم تركيب بايد و آن نيز همچون نايبه نوبت مىدارد هر روز [ و ] همچنان بسيار مركبات است كه به اوقات محفوظه آيد و [ اينها را ] از آنچه مركب است هريك ظاهر توان دانست [ يعنى از چيزهايى كه از آنها تركيب يافتهاند به خوبى معلوم مىشوند ] . و گاه بر سبيل اختلاط باشد ؛ چنانچه تبى لازم بود و بگسارد و بگيرد و بلا نظام و از عدم تعين آن را نام نتوان نهاد و اينچنين تب را « مختلط » گويند . [ 1413 ] بدان كه تركيب حميات ، يا بر طريق مداخله باشد يا بر سبيل مبادله يا بر نهج مشاركت . امّا تركيب مداخله آن است كه هنوز يك تب در بدن باشد كه تب ديگر داخل شود پس بالضرور أعراض مشتد گردد . و تركيب مبادله آن است كه بعد [ از ] گساريدن يكى ديگرى درگيرد ؛ خواه به مجرد مفارقت خواه بعد [ از ] زمانى . و تركيب مشاركت ، آن است كه هر دو تب معا درگيرند خواه ترك آنها معا باشد يا نه و مشارك را نيز مشابكه